الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
241
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
بالكلّيّة معدوم مىشود پس بايد كه شروع در نافله گزاردن زوال كند اگر از آنان باشد كه حضرت عزّت ايشان را توفيق استسعاد به سعادت قيام به نوافل كرامت نموده باشد ، يا شروع در اداى نماز ظهر كند اگر از آن سعادت محروم باشد تا فضيلت اول وقت نماز را در يابد . پس بايد كه در اوقات نماز متفقّد حال سايه مىبوده باشد كه هر گاه سايه به مقدار دو سبع شاخص يا مثل شاخص برسد - بنا بر خلاف قوم چنان كه اشارهء به آن كرده شد - بداند كه وقت نافلهء ظهر گذشت شروع در نماز ظهر كند ، اگر يك ركعت از نافلهء ظهر را در وقت در نيافته باشد ، و اگر يك ركعت از نافله را در وقت در يافته باشد به نوعى كه پيش از آنكه وقت نافله بدر رود سجدهء ثانى را از ركعت اول نافله تمام كرده باشد و اگر چه هنوز سر از سجده بر نداشته باشد برخيزد و هفت ركعت ما بقى را نيز ادا كند . و ظاهر آنست كه آن شش ركعت ديگر درين وقت از نافلهء ظهر ادا بوده باشد زيرا كه اين هشت ركعت در حكم يك نماز است ، بعد از آن نماز ظهر را بجاى آورد . و باز به واسطهء نماز عصر و نافلهء آن تفقّد حال سايه مىنموده باشد ، پس اگر چنانچه سايه به چهار سبع شاخص يا به مقدار دو مثل شاخص نرسيده باشد بايد كه شروع در نافله گزاردن نماز عصر كند . و اگر سايهء شاخص به چهار سبع يا به مقدار دو مثل شاخص رسيده باشد و او يك ركعت از نافله را در وقت دريافته باشد به نوعى كه در نافلهء نماز ظهر گذشت نافله را تمام كند و بعد از آن نماز عصر را ادا نمايد . و اين حكم كه ياد كرده شد در غير نافلهء روز جمعه است ، و اما در نافلهء روز جمعه بايد كه چهار ركعت ديگر بر نافلهء ظهر و عصر افزايد كه جمله بيست ركعت شود ، و اين بيست ركعت را به اين طريق بجاى آورد كه هيجده ركعت را به سه دفعه قبل از زوال بگزارد در وقت ارتفاع آفتاب و در وقت انبساط آن و در وقت انبساط آن و در وقت قيام آن نزد زوال ، و دو ركعت ديگر را بعد از زوال بجاى آورد ، و التّوفيق منه سبحانه .